الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

522

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

و نظام سياسى اجتماعى كامل ، بستگى دارد ؛ زيرا بدون وجود حكومت ، هرج و مرج ، جامعه را فرا مىگيرد و هيچ انسان عاقلى را نمىتوان يافت كه حكومت و نظام سياسى را يكى از ضرورىترين مسائل اجتماعى نشناسد . هنگامى كه گروه موسوم به خوارج ، شعار « لا حُكْم إلّا للَّه » را به منظور نفى و طرد حاكميّت و حكومت ، سر داده بودند ، در سخنى از امير مؤمنان عليه السلام آمده است : كلام حقّى را بر زبان آوردند ولى امر ناحقى را اراده كردند . . . مردم ناچارند حاكمى داشته باشند ، خواه نيكوكار و يا بدكار ( زيرا حكومت بد ، بهتر از بىحكومتى است ) : ( كلمة حقٍّ يُراد بها الباطل . . . و إنّه لا بدّ للناس من أميرٍ بَرٍّ أو فاجر ) . « 1 » در كلامى ديگر از امير مؤمنان على عليه السلام آمده است : « العدل أساس به قوام العالَم ؛ عدالت پايه و اساس نظام اجتماعى جهان است » . « 2 » چنان كه در حديث ديگرى آمده است كه آن حضرت فرمود : « ليس ثواب عند اللَّه سبحانه أعظم من ثواب السّلطان العادل ؛ پاداشى عظيم‌تر در پيشگاه خدا ، نسبت به پاداش سلطان عادل ، وجود ندارد » . « 3 » همچنين آن حضرت مىفرمود : « جمال السّياسة العدل في الإمرة ؛ جمال و زيبايى سياست ، عدالت‌پيشگى در فرمانروايى است » . « 4 » زندگى اجتماعى انسان ، هزاران دشواريها ، كشمكشها ، تخاصم و درگيريها را به همراه دارد و در جهت حلّ معضلات اجتماعى و رفع نزاعها و حلّ و فصل امور ، وجود حكومت و نظام سياسى و حضور يك حاكم مقتدر با قانونى مترقّى ، ضرورتى است كه هيچ عقل سالمى در آن ترديد نمىكند ؛ زيرا هرج و مرج ( آنارشيسم ) « 5 » ضد خواست فطرت آدمى و سبب نابودى همهء ارزشهاست . ترديدى نيست كه عقل يكى از حجّتهاى الهى و پيامبر باطن آدمى و يكى از منابع استنباط احكام فقهى است ( كلّ ما حكم به العقل حكم به الشرع ) . « 6 » بر اين اساس ، هنگامى كه عقل تشكيل نظام سياسى را در راستاى پيشگيرى از هرج و مرج و ايجاد انتظام و انسجام و تحقّق پيشرفت امور ، ضرورى اعلام كند ، دين نيز وجوب تأسيس و اجراى آن را لازم و واجب مىداند . اگر عقل ، كسى يا كسانى را واجد شرايط لازم در تصدّى امور فوق دانست ، دين نيز پذيرفتن حكومت از سوى انسان واجد الشرائط را لازم مىشمرد . بنابراين ، شعار پرهيز از دخالت در امور سياسى - اجتماعى بر خلاف دستور عقل و دين است . ابن خلدون انديشمند معروف اسلامى مىنويسد : « و اعلم أنّ الشرع لم يذُمّ الملك لذاته و لا حظر القيام به و انما ذمّ المفاسد الناشئة عنه من القهر و الظلم و التمتّع باللذّات ؛ بدان كه هرگز دين ، حكومت را

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 40 . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 85 - 83 . ( 3 ) . غرر الحكم ، ح 8720 ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص 410 . ( 4 ) . غرر الحكم ، ح 7737 . ( 5 ) . Anarshism . ( 6 ) . ر . ك : دروس فى علم الأصول ، ج 1 ، ص 101 ؛ اصول الفقه ( مظفّر ) ، ج 1 ، ص 189 ؛ المراجعات ، ص 328 .